
جامعه جوان ایران در سال ۱۴۰۴ در نقطه تلاقی فرصتهای نوین دیجیتال و چالشهای زیستمحیطی و معیشتی قرار دارد که بازتعریف نقش اجتماعی آنها را ضروری ساخته است. آمارهای رسمی حکایت از آن دارند که حدود ۲۴ میلیون نفر از جمعیت کشور را جوانان بین ۱۵ تا ۳۵ سال تشکیل میدهند که نسبت به سال ۱۳۹۹، این جمعیت با کاهش ۵ میلیون نفری روبهرو بوده است. البته ۲۴ میلیون نفر ظرفیتی عظیم است، اما بخش قابل توجهی از این پتانسیل در پیله انفعال یا تردید باقی مانده است. سمنهای جوانان، به عنوان ساختارهایی مردمنهاد و داوطلب، میتوانند بدون اتکا به بودجههای کلان، به عنوان «شتابدهندههای هویتساز» عمل کرده و جوانان را از حاشیه به متن تصمیمسازی هدایت کنند. تبیین این ظرفیتها نشان میدهد که سمنها نه صرفاً گروههایی برای پر کردن اوقات فراغت، بلکه «واحدهای عملیاتی تغییر» هستند که توان ترمیم شکافهای هویتی و مهارتی نسل جدید را دارا میباشند.
ظرفیت سمنها در مدلسازی کسبوکارهای نوپا
دادههای مرکز آمار ایران در سال ۱۴۰۴ نشان میدهند که نرخ بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی حدود ۴۰ درصد است که این شکاف، ریشه در فقدان مهارتهای نرم و اجرایی دارد. سمنهای جوانان میتوانند با طراحی «میزهای تجربه محلهمحور»، به عنوان حلقه واسط میان دانشگاه و بازار کار عمل کرده و مهارتهای کاربردی را به صورت داوطلبانه به همسالان خود منتقل کنند. این تشکلها قادرند فضای تئوریک آموزشی را به محیطی عملیاتی تبدیل کنند تا ضریب اشتغالپذیری جوانان به طور چشمگیری ارتقا یابد.
تغییر ماهیت مشاغل به سمت اقتصاد دیجیتال در سال جاری، ضرورت کار گروهی را دوچندان کرده است؛ در این راستا سمنها میتوانند با ایجاد «کافه-کارآفرینیهای داوطلبانه»، فضایی برای تیمسازی و همافزایی صاحبان ایده فراهم آورند. این ساختارها قادرند ریسک شکست استارتاپهای جوان را از طریق مشاورههای تخصصی رایگان و شبکهسازی غیرانتفاعی به حداقل برسانند. تبیین این ظرفیت نشان میدهد که سمنها بدون نیاز به ردیف بودجه، توان خلق بسترهای حمایتی واقعی برای ورود جسورانه جوانان به دنیای کسبوکار را دارند.
سیاستهای اشتغالزایی در مناطق محروم در سال ۱۴۰۴ با بنبست بروکراسی مواجه است که سمنهای جوانان میتوانند با شناسایی مزیتهای نسبی بومگردی و صنایع دستی، این بنبست را بشکنند. این تشکلها قادرند با آموزش بازاریابی دیجیتال به جوانان روستایی، محصولات آنها را مستقیماً به بازارهای ملی متصل کنند. این کنشگری داوطلبانه، نه تنها به اشتغال پایدار کمک میکند، بلکه مانع از مهاجرتهای بیرویه و تخلیه روستاهای مرزی از جمعیت جوان و مولد میشود.
قدرت سمنها در مقابله با نفوذ فرهنگی و بیگانگی
آمارهای فرهنگی سال ۱۴۰۴ حکایت از آن دارند که مصرف رسانهای جوانان به شدت تحت تاثیر پلتفرمهای جهانی قرار گرفته که این امر چالشهایی را در حوزه «تعلق هویتی» ایجاد کرده است. سمنهای جوانان به دلیل همزبانی با نسل جدید، میتوانند روایتهای اصیل و قهرمانان ملی را در قالبهای مدرن (نظیر پادکست و ویدیوهای تعاملی) بازتعریف کرده و جذابیت هویت ایرانی را بازیابی کنند. این تشکلها قادرند از تبدیل شدن تفاوتهای سلیقهای به تضادهای هویتی جلوگیری کرده و حس افتخار به میهن را در متن زندگی روزمره جاری سازند.
احساس مفید بودن در سال جاری، شاخص اصلی ماندگاری جوانان نخبگان در کشور گزارش شده است؛ سمنها در این میان میتوانند با تعریف پروژههای «کنشگری تخصصی»، حس مالکیت نسبت به آینده کشور را در جوانان تقویت کنند. وقتی جوان در قالب یک سمن، گرهایی از معضلات زیستمحیطی یا اجتماعی محلهاش باز میکند، پیوند او با خاک و ریشههایش مستحکمتر میشود. سمنها توان آن را دارند که انگیزه را از یک امر شعاری به یک تجربه زیسته و عملیاتی تبدیل کنند که نتیجه آن کاهش میل به مهاجرت در میان نخبگان جوان خواهد بود.
تداخل ارزشها در ذهن جوان سال ۱۴۰۴، گاه منجر به سردرگمی میشود که سمنها با نقش «تسهیلگر گفتوگو» میتوانند این آشفتگی را به یک فرصت برای خودشناسی تبدیل کنند. این تشکلها قادرند با برگزاری کرسیهای آزاداندیشی و نشستهای نقد فرهنگی، فضایی امن برای پرسشگری و بازشناسی نسبت میان سنت و مدرنیته فراهم آورند. تبیین این جایگاه نشان میدهد که سمنها نگهبانان «تعادل فرهنگی» هستند و میتوانند میان میراث کهن و نیازهای دنیای مدرن، پیوندی معنادار و پایدار برقرار کنند.
ظرفیت سمنها در تمرین مدیریت و مشارکت مدنی
گزارشهای وضعیت اجتماعی سال ۱۴۰۴ نشان میدهند که تمایل به مشارکت غیررسمی در میان جوانان افزایش یافته، اما شکافی میان جوانان و ساختارهای رسمی وجود دارد. سمنهای جوانان میتوانند به عنوان «مدرسه مدیریت اجتماعی»، جوانان را با الفبای کار تیمی، برنامهریزی و حل تعارض آشنا کنند. این تشکلها قادرند بدون تحمیل هزینه به حاکمیت، مدیرانی توانمند و پاسخگو برای آینده تربیت کنند که کار در شرایط محدودیت منابع را به خوبی آموختهاند.
اعتماد عمومی به نهادهای مردمنهاد در سال جاری، اهرمی است که سمنها میتوانند از آن برای «مطالبهگری تخصصی» و نظارت بر حسن اجرای قوانین مرتبط با جوانان استفاده کنند. این تشکلها قادرند با رصد دقیق موانع اداری در مسیر تسهیلات ازدواج و مسکن، صدای رسای نسلی باشند که خواهان عدالت و شفافیت است. تبیین این نقش نشان میدهد که سمنها میتوانند به عنوان «چشم بیدار جامعه»، کارآمدی دستگاههای اجرایی را به نفع منافع عالی نسل جوان ارتقا دهند.
کاهش فاصله میان حاکمیت و نسل جوان در سال ۱۴۰۴، نیازمند میانجیهایی است که زبان هر دو طرف را بفهمند؛ نقشی که سمنها به خوبی میتوانند ایفا کنند. این تشکلها قادرند دغدغههای صریح جوانان را به سیاستگذاران منتقل کرده و از سوی دیگر، واقعیتهای اجرایی را برای بدنه جوان تبیین کنند. سمنها با این کار، از فوران سوءتفاهمهای اجتماعی جلوگیری کرده و به عنوان «سازه-های تفاهمساز»، ثبات و پایداری ملی را در سالهای پیش رو تضمین میکنند.
رسالت سمنها در مهار آسیبهای نوپدید
آمارهای سلامت روان در سال ۱۴۰۴ نشاندهنده شیوع اضطراب رتبهای و انزوای دیجیتال در میان بخشی از جوانان تحصیلکرده است. سمنهای جوانان میتوانند با طراحی رویدادهای «نشاط جمعی هدفمند»، اتمسفر یأس را با روحیه امید و همبستگی جایگزین کنند. این اقدامات داوطلبانه، از طریق «شبکهسازی عاطفی» و تقویت پیوندهای دوستانه، توان آن را دارند که به عنوان یک سد پیشگیرانه در برابر اعتیاد و رفتارهای پرخطر عمل کرده و سلامت روان جامعه جوان را بیمه کنند.
فقدان فضاهای تخلیه هیجانی سالم در سال جاری، یک خلاء جدی است که سمنها میتوانند با جایگزینی «جشنوارههای خلاقیت و رقابتهای مهارتی» این مسیر را اصلاح کنند. این تشکلها قادرند با ایجاد بسترهای هنری و ورزشی در محلات، انرژی متراکم جوانی را به سمت «تولید اجتماعی» و رشد فردی هدایت کنند. تبیین این نقش نشان میدهد که سمنها با نگاهی رفیقانه و به دور از الگوهای دستوری، میتوانند جوانان را در مسیر رشد متوازن و تخلیه ایمن هیجانات قرار دهند.
بحران معنا در عصر مادیگرایی سال ۱۴۰۴، جوانان را به سوی سرخوردگی سوق داده است که سمنهای معنوی و داوطلبمحور میتوانند با تبیین «لذت خدمت»، معنای جدیدی به زندگی آنها ببخشند. مشارکت در امور خیرخواهانه چنان حس رضایت درونی در جوان ایجاد میکند که او را در برابر پوچی و افسردگی مصون میسازد. سمنها توان آن را دارند که با ترویج فرهنگ ایثار، از سقوط اخلاقی نسل آینده جلوگیری کرده و روحیه انسانیت را در جامعه زنده نگه دارند.
سمنها به عنوان مربیان زیست نوین
گسترش خیرهکننده فناوریهای هوشمند لایههای جدیدی از زیست جوانان را در بر گرفته که عدم آگاهی از آن، منجر به آسیبهای مالی و هویتی شده است. سمنهای تخصصی فناوری میتوانند با برگزاری کارگاههای داوطلبانه «سواد هوش مصنوعی»، جوانان را نسبت به فرصتها و تهدیدات این مرز نوین آگاه سازند. این تشکلها قادرند به جای برخوردهای حذفی، با «آگاهسازی فنی»، امنیت واقعی و استقلال فکری جوانان را در جهان پیچیده مجازی تضمین کنند.
تولید محتوای فیک و اخبار جعلی در سال جاری، قدرت تحلیل واقعیت را از بسیاری از جوانان سلب کرده است که سمنها در اینجا میتوانند در نقش «واحدهای حقیقتیاب» وارد عمل شوند. تشکلهای رسانهای با ترویج تفکر انتقادی، به همسالان خود میآموزند که چگونه در اقیانوس اطلاعات، حقایق را تشخیص دهند. این توانمندسازی فکری، مانع از بازی خوردن جوانان در زمین جریانهای معاند شده و بلوغ سیاسی و اجتماعی آنها را در انتخابهای سرنوشتساز تضمین میکند.
افق روشن ایران در گروی پیوند میان تخصص جوانان داوطلب و نیازهای واقعی جامعه است که بدون تحمیل هزینههای سنگین به دولت، قابل تحقق است. ما در دورانی هستیم که تبیین صحیح ظرفیتهای سمنها، میتواند انرژیهای خفته داوطلبانه را برای حل بزرگترین چالشهای هویتی کشور بسیج کند. سمنها با دست خالی، اما با ارادهای پولادین، معماران جامعهای هستند که در آن جوان، نه یک تهدید، بلکه «فرصتی تکرارناپذیر برای جهش ملی» شناخته میشود.
منبع : خبرگزاری برنا

















































