
فرزاد رمضانی بونش، کارشناس مسائل افغانستان طی یادداشتی برای ایلنا به تشریح دلایل تقابل طالبان افغانستان و پاکستان پرداخت که به شرح زیر از نظر میگذرد:
ریشه اختلافات چندبعدی میان طالبان، بهعنوان حکومت سرپرست افغانستان، و دولت کنونی اسلامآباد را باید در گذشتههای تاریخی، تحولات چند دهه اخیر و همچنین رویدادهای جدید جستوجو کرد. از زمان استقلال پاکستان و نوع نگاه پشتونها و مسئله عدم شناسایی خط دیورند، و نیز تحولات عمدهای که پس از آن در مناطق مرزی افغانستان و پاکستان رخ داد، این موضوع همواره دارای ریشههای تاریخی عمیق بوده است. این مسئله در طول دهههای گذشته بهعنوان یکی از محورهای اصلی اختلاف در روابط کابل و اسلامآباد مطرح بوده و همچنان نیز باقی مانده است.
پس از بازگشت دوباره طالبان به قدرت در کابل و با توجه به نوع نگاه و روابط گستردهای که مقامات نظامی و سیاسی اسلامآباد با طالبان داشتند، در ابتدا اینگونه به نظر میرسید که ممکن است شاهد دورهای از کاهش تنش میان کابل و اسلامآباد باشیم. با این حال، تحولات چند سال گذشته نشان داد که ریشههای تاریخی اختلافات، سوءتفاهمهای متقابل و همچنین مطالبات و درخواستهای متنوع دو طرف، بهویژه در ارتباط با گروههایی مانند داعش و تحریک طالبان پاکستان، نهتنها موجب کاهش تنشها نشد، بلکه دامنه این تنشها را افزایش داد.
در واقع، طی دستکم یک سال گذشته شاهد دورههای مختلفی از نوسان در سطح تنشها، درگیریهای مرزی، حملات نظامی و حتی بمباران برخی مناطق مرزی بودهایم. علاوه بر این، قطع روابط اقتصادی و محدودیتهای مرزی میان حکومت طالبان و پاکستان نیز بر شدت این بحران افزوده است. بهگونهای که میتوان گفت روابط طالبان و پاکستان در یک سال گذشته، یکی از پرتنشترین دورههای خود را تجربه کرده و شاید بتوان آن را بدترین دوره روابط میان این دو طرف در تاریخ تعاملات طالبان با پاکستان دانست.
این وضعیت بدون تردید دارای پیامدهای چندبعدی است؛ از جمله در حوزه روابط اقتصادی، امنیت غذایی، مسئله تحریمها و کلیت روابط سیاسی و امنیتی دو طرف. با وجود تلاشهای میانجیگرانه و برگزاری نشستها و مذاکرات مختلف برای کاهش تنش، عملاً وضعیت «نه جنگ و نه صلح» همچنان ادامه دارد. درگیریهای پراکنده در مناطق مرزی، ادعاهای متقابل و استمرار اختلافات نشان میدهد که این بحران هنوز وارد مرحله حلوفصل نشده است.
در این میان، نقش بازیگران منطقهای و همسایگان نیز قابل توجه است. کشورهایی مانند ایران، ترکیه، عربستان سعودی، قطر و برخی دیگر از بازیگران منطقهای، طی یک سال گذشته تلاشهایی را برای میانجیگری و کاهش تنش میان افغانستان و پاکستان انجام دادهاند. با این حال، تفاوت در سطح انتظارات، مطالبات و نگاههای امنیتی طالبان و دولت پاکستان موجب شده است که این تلاشها تاکنون به نتیجه ملموس و پایدار منجر نشود.
از سوی دیگر، اظهارات مقامات نظامی دو طرف درباره تهدیدات امنیتی، واکنشهای سیاسی و نظامی متقابل و مهمتر از همه، مسئله حضور تحریک طالبان پاکستان در مناطق شرقی و جنوبی افغانستان، بهعنوان یکی از متغیرهای اصلی این بحران، موجب شده است که چشمانداز روشنی برای کاهش تنش، دستکم در کوتاهمدت، وجود نداشته باشد.
در چنین شرایطی، یکی از سناریوهای محتمل، تداوم وضعیت کنونی و ادامه درگیریها بهصورت مقطعی و نوسانی میان نیروهای طالبان و ارتش پاکستان است. همچنین احتمال ادامه حملات ارتش پاکستان به برخی مناطق داخل خاک افغانستان، قطع یا محدود شدن روابط اقتصادی، بسته شدن گذرگاههای مرزی و افزایش بیثباتی امنیتی در مناطق مرزی وجود دارد. افزون بر این، فعالیت گروههای تندرو مانند داعش یا سایر گروههای مسلح در نزدیکی مرزها نیز میتواند به پیچیدهتر شدن وضعیت و تشدید بحران میان دو کشور منجر شود.
در مجموع، به نظر میرسد که بدون رسیدن به یک چارچوب مشخص امنیتی و سیاسی مورد توافق دو طرف و همچنین نقشآفرینی مؤثر میانجیگران منطقهای، وضعیت کنونی همچنان ادامه خواهد یافت و روابط افغانستان و پاکستان در آینده نزدیک نیز با چالشها و تنشهای مستمر مواجه خواهد بود.
منبع : ایلنا
















































