
به گزارش ایلنا، نمایشی بهیادماندنی از فدریکو والورده با سه گل که رهبری یک رئال مادرید درخشان را بر عهده داشت. وینیسیوس در این مسابقه یک پنالتی را از دست داد و منچسترسیتی نیز موقعیتهایی داشت، اما تیبو کورتوا با واکنشهای معجزهآسا مانع گلزنی حریف شد.
رئال مادرید تیمی غیرقابل توضیح است. تنها تیمی که میتواند یک وضعیت ناامیدکننده را به نمایشی الهامبخش تبدیل کند. با وجود موج مصدومان و برابر رقیب همیشگی جدیدش، یعنی منچسترسیتی گواردیولا، مادرید یکی از بهترین بازیهای سالهای اخیر خود را از خود نشان داد؛ تیمی متحد، محکم، متمرکز و با رهبری یک کاپیتان بزرگ.
او پیراهن شماره ۸ تونی کروس را به ارث برده، اما انگار باید شماره ۹ آلفردو دیاستفانو را میپوشید؛ مردی که فوتبال ایستا را به فوتبال کامل تبدیل کرد. والورده دقیقاً همین بود: یک بازیکن همهکاره که توانست سه گل بزند، هر کدام از موقعیتی متفاوت؛ یک بار از جناح راست، یک بار از جناح چپ و یک بار بهعنوان مهاجم در محوطه جریمه. او همزمان به مدافع کناری کمک میکرد و در سراسر خط میانی حضور داشت. نمایشی فراموشنشدنی که کار صعود مقابل حریفی همیشه خطرناک را تا حد زیادی هموار کرد. با چنین سطحی از بازی، باید رئال مادرید را برای هر موفقیتی مدعی دانست.
لیگ قهرمانان همیشه برنابئو را دگرگون میکند؛ این حقیقتی انکارناپذیر است. مهم نیست مادرید با چه شرایطی وارد مسابقه شود، هواداران سفیدپوش ورزشگاه را به یک دیگ جوشان تبدیل میکنند؛ جایی که غیرممکن معنا ندارد.
در تمام تقابلهای دهه اخیر میان رئال مادرید و منچسترسیتیِ گواردیولا، شاید این مسابقه بیش از همه به سود تیم انگلیسی به نظر میرسید. اما در آن لحظه و در آن ورزشگاه، انگار روح دیاستفانو در بدن فدریکو والورده حلول کرد و او یک نیمه اول فراموشنشدنی رقم زد.
ابتدا سیتی بازی را در دست گرفت و حملاتش را از سمت راست پیش برد تا از نبرد دوکو با ترنت بهره ببرد؛ همان چیزی که پیشبینی میشد. وینگر بلژیکی مانند یک شیطان سرعتی بود و مدافع انگلیسی در وظیفه اصلی خود یعنی دفاع کردن دچار مشکل شد. دوکو دو بار نفوذ کرد؛ یک بار سمنیو از پشت محوطه شوت زد و بار دیگر برناردو سیلوا که همیشه پیدا کردنش دشوار است، به توپ نرسید. رودری بازی را هدایت میکرد، اما چیزی متفاوت در جریان مسابقه دیده میشد.
آربلوا با نگه داشتن تیاگو و قرار دادن هویسن به جای آسنسیو در مرکز دفاع ریسک کرد. انرژی این بازیکن جوان مسری بود؛ مدام توپ میخواست و در بازی شرکت میکرد، و در کنار او والورده نیز همهجا ظاهر میشد. ابتدا به ترنت کمک میکرد تا دوکو را مهار کند، اما کمکم در همه نقاط زمین دیده میشد، گویی چند نسخه از او در زمین حضور داشت.
در نهایت دروازه از جناح راست باز شد. سیتی جلوی زمین پرس کرد و کورتوا توپ را به صورت قطری پشت سر اورایلی فرستاد. والورده با یک کنترل عالی استپ را به دریبل تبدیل کرد و مقابل دوناروما قرار گرفت. دروازهبان ایتالیایی در خروج تردید کرد و هافبک اروگوئهای توپ را وارد دروازه خالی کرد؛ ۱-۰.
این گل انگلیسیها را شوکه کرد. آنها به سبک همیشگی تیمهای گواردیولا تلاش کردند مالکیت توپ را طولانی کنند، اما والورده در حالتی خارقالعاده بود. کافی بود یک ضدحمله دیگر شکل بگیرد تا این موضوع ثابت شود. وینیسیوس با سرعت حرکت کرد، پاس را به سمت مهاجم فرستاد و باز هم والورده از راه رسید، توپ را کنترل کرد و به گوشه دروازه فرستاد. جنون در برنابئو.
در آن لحظه سیتی دچار تردید شد. آنها انتظار حریفی تا این اندازه منظم، جدی و همدل را نداشتند. مندی نشان داد یک مدافع واقعی چیست، تیاگو درخشان بود و وینیسیوس با تلاشهای فراوان به تیم کمک میکرد تا نفس تازه کند. جای براهیم که در پاسهای برگشتی چندان دقیق نبود احساس میشد؛ تا اینکه در دقیقه ۴۲ جبران کرد.
او توپ را در جناح راست گرفت، عقب رفت، منتظر حرکت همتیمی شد و پاس چیپ زیبایی فرستاد تا والورده شاهکارش را کامل کند. والورده توپ را با یک دریبل سرپای کوتاه در مقابل گهی کنترل کرد و سپس با یک والی آن را به تور چسباند. برنابئو به اوج شور و هیجان رسید.
در پایان نیمه اول، همه با ناباوری چشمهایشان را میمالیدند؛ انگار رؤیا نبود. اما کار برای مادرید حتی سختتر هم شد، زیرا مندی در بین دو نیمه در رختکن ماند و فران گارسیا برای مهار سمنیو وارد زمین شد. در سوی دیگر، گواردیولا برای تقویت خط میانی، ساوینیو را بیرون کشید و ریندرز را به میدان فرستاد؛ همان بازیکنی که در زمانی نهچندان دور با میلان نمایشهای درخشانی داشت.
با این حال، رئال مادرید مانند یک غول بازی میکرد. تیم به خوبی و فشرده در کنار هم قرار میگرفت، بهصورت یک بلوک دفاع میکرد و منتظر ضدحمله میماند. و اتفاقاً ضدحمله هم به دست آمد. آن هم چه فرصتی.
پس از یک کرنر برای سیتی که از پشت محوطه دفع شد، توپ به آردا در سمت راست رسید. او با پای غیرتخصصی خود پاس فوقالعادهای برای وینیسیوس فرستاد تا در موقعیت تکبهتک قرار بگیرد. وینیسیوس بدنش را بین توپ و مدافع قرار داد، از دوناروما عبور کرد و دروازهبان ایتالیایی با دست او را متوقف کرد. پنالتی! دوناروما بیدلیل اعتراض کرد و کارت زرد گرفت.
وینیسیوس پشت توپ ایستاد، اما آن روز، روز او نبود. با گامهای آرام جلو رفت، پرش کوتاهی به سبک جورجینیو زد و ضربهای نهچندان محکم زد؛ ضربهای که برای دروازهبان ایتالیایی بسیار ساده بود، زیرا دوناروما فریب نخورد و توپ را مهار کرد.
در همان لحظه، رئال مادرید فرصت طلایی برای تقریباً تمام کردن این تقابل را از دست داد و مجبور شد در نیم ساعت پایانی فشار زیادی را تحمل کند. تعویضهای گواردیولا به سیتی جان تازهای داد؛ تیمی که نیمکت بسیار قدرتمندی دارد. ابتدا شرکی وارد زمین شد و سپس مرموش به جای هالند که کاملاً در بازی محو شده بود، به میدان آمد.
هالند تنها یک بار در سانتری از سوی سمنیو ظاهر شد، اما توپ در مسیر به رودیگر برخورد کرد. این دفع توپ در حد یک گل ارزش داشت.
با این حال، معجزه واقعی از سوی همان همیشگی رقم خورد؛ تیبو کورتوا. تنها اشتباه تیاگو در بازی از همین صحنه آغاز شد؛ بازیکنی که همیشه شجاعانه توپ را از عقب زمین به گردش درمیآورد. او توپ را با پشت به دروازه دریافت کرد، چرخید و اورایلی که مشخص نبود در نقش وینگر بازی میکند یا مهاجم، توپ را از او ربود و از فاصله نزدیک شوت محکمی زد.
در همان لحظه، ساق پای کورتوا ناگهان ظاهر شد و مانع گل شدن توپ شد؛ واکنشی معجزهآسا که سیتی را ناکام گذاشت.
انگلیسیها تلاش کردند، اغلب با دوکو که عامل اصلی برهم زدن تعادل دفاع مادرید بود. اما تلاش و فداکاری بازیکنان مادریدی تماشایی بود؛ تا جایی که از دل سکوها شعار معروف بلند شد:«همینطور، همینطور، رئال مادرید اینگونه پیروز میشود.» و دیگر چیزی برای گفتن باقی نماند.
منبع : ایلنا
















































