
فریدون مجلسی، کارشناس مسائل آمریکا در گفتوگو با ایلنا، در تشریح ابعاد دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا در ژنو، عنوان کرد: احتمال ناامیدی، بهدلیل تبلیغاتی که از پیش انجام شده بود و شعارها و تهدیدهایی که در داخل مطرح میشد، سبب شده بود امید چندانی به مذاکرات روز گذشته وجود نداشته باشد، اما با این حال، همینکه مذاکرات به بعدازظهر موکول شد و سپس به مسائل فنی کشیده شد و قرار شد روز دوشنبه ادامه یابد، نشاندهنده یک روند متفاوت بود. این وضعیت، عملاً برخلاف آنچه بهعنوان «اتمام حجت» از سوی ترامپ مطرح شده بود، بیانگر نوعی تفاهم است؛ اگرچه شاید هنوز نتوان آن را توافق نامید، اما نشان میدهد نوعی درک مشترک شکل گرفته که فراتر از منافع زودگذر یا واکنشهای احساسی، به موضوع مهمتری یعنی بقای ملت ایران و منافع کشور توجه دارد؛ منافعی که باید مافوق همه ملاحظات دیگر قرار گیرد. امیدوارم در مذاکرات فنی روز دوشنبه، تفاهمی درباره شرایطی که ناگزیر از پذیرش آنها هستیم حاصل شود و زمینه ایجاد این آرامش فراهم آید، بهویژه با رفع تحریمهای اقتصادی که ایران را تحت فشار شدید قرار داده و موجب فقر، دشواری معیشت و تضعیف شأن مردم شده است.
وی ادامه داد: شرایط در مجموع میتواند به نفع مردم ایران باشد. اگر غنیسازی از سطوح حساس و شبهنظامی تنزل یابد و حتی در قالب یک کنسرسیوم بینالمللی، ولو موقتاً در خارج از کشور، انجام شود، این امر لزوماً آسیبی به ملت ایران وارد نمیکند، مشروط بر آنکه هدف، استفاده صلحآمیز باشد. در چنین شرایطی، شاید اصولاً ضرورتی نداشت این همه هزینه، خسارت و فشار تحمل شود و میشود با روشهای جایگزین، از جمله تأمین سوخت از خارج، نیازهای صلحآمیز را برطرف کرد. با این حال، اکنون که این مسیر طی شده، باید تلاش کرد از طریق مذاکره و چانهزنی، اعتمادسازی صورت گیرد. در حال حاضر، زیرساختها آسیب دیده و مشخص نیست تا چه زمانی امکان احیای کامل آنها وجود داشته باشد. اما در صورت فراهم شدن شرایط مناسب، میتوان تحت نظارت مستقیم آژانس بینالمللی انرژی اتمی و حتی با مشارکت کشورهای دیگر منطقه که در حوزه انرژی هستهای تجربه دارند، فعالیتها را در چارچوبی شفاف و صلحآمیز ادامه داد. حتی اگر در نهایت برخی از این اهداف محقق نشود، چنانچه شرط بقای ملت چنین اقتضایی داشته باشد، پذیرش آن نیز قابل توجیه خواهد بود. در مقابل، هر امتیازی که در این مسیر حاصل شود، با توجه به هزینههای سنگین گذشته، غنیمت محسوب میشود. پس از پذیرش کلی چارچوبها، میتوان درباره نحوه اجرا، زمانبندی و مشارکت طرفهای مختلف بهطور دقیق مذاکره کرد.
این دیپلمات پیشین کشورمان تصریح کرد: موضوع دوم، محدودیت برد موشکهاست. ایران، مانند هر کشور دیگری، نیازمند توان دفاعی است و این توان باید در حد دفاع مشروع و مقابله با تهدیدات واقعی باشد؛ تهدیداتی که عمدتاً در محدوده جغرافیایی منطقه قرار دارند. بنابراین، اگر محدودیتهایی در این زمینه مطرح شود، میتوان از طریق مذاکره درباره جزئیات آن، از جمله برد عملیاتی، به تفاهم رسید. در مجموع، بسیاری از محدودیتهایی که مطرح شدهاند، اگرچه از دید طرف مقابل جنبههای امنیتی دارند، اما از منظر منافع ایران، لزوماً زیانبار نیستند و حتی میتوانند موجب کاهش هزینههای غیرضروری شوند. امیدوارم در دور بعدی مذاکرات، شجاعت و اراده لازم برای پذیرش چارچوبهای معقول وجود داشته باشد تا تحریمها بهتدریج و در چارچوب اعتمادسازی برداشته شوند، اقتصاد کشور احیا شود و مردم از فشار تورم و مشکلات معیشتی رهایی یابند. ایران، بهعنوان کشوری با ظرفیتهای عظیم، شایسته آن است که بتواند در مسیر توسعه منطقهای و تعامل سازنده با جهان حرکت کند.
وی افزود: در خصوص ادامه مذاکرات در سطح فنی، باید توجه داشت که طرح برخی ادعاها در رسانهها مبنی بر نپذیرفتن برخی شروط از سوی ایران، میتواند بخشی از فضای چانهزنی باشد. انتقال مذاکرات به سطح کارشناسی، خود نشانهای مثبت است، زیرا اگر مذاکرات کاملاً بینتیجه بود، اساساً به این مرحله وارد نمیشد. یکی از مسائل مهم، سرنوشت ذخایر اورانیوم غنیشده است. این مواد، از یکسو دارایی و سرمایه محسوب میشوند و از سوی دیگر، نگهداری آنها در سطوح بالا، موجب نگرانی طرف مقابل میشود. در صورت رقیقسازی و استفاده صلحآمیز، این مواد میتوانند برای تولید سوخت هستهای چه در داخل کشور و چه در قالب همکاریهای بینالمللی مورد استفاده قرار گیرند.
مجلسی در پایان خاطرنشان کرد: راهحلهای مختلفی در این مقطع وجود دارد؛ از جمله انتقال موقت اورانیوم موجود به کشور ثالث، تبدیل به سوخت تحت نظارت آژانس، یا مشارکت در پروژههای مشترک منطقهای. چنین گزینههایی الزاماً تهدیدآمیز نیستند و میتوانند در چارچوب یک توافق جامع، منافع طرفین را تأمین کنند. آنچه اهمیت دارد، این است که تصمیمگیریها بر اساس منافع بلندمدت ملت ایران و حفظ صلح و ثبات صورت گیرد. در نهایت، مجموعه شرایط مطرحشده میتواند به یک توافق برد-برد منجر شود؛ توافقی که از یکسو ایران را از هزینههای سنگین و تنشهای غیرضروری رها کند و از سوی دیگر، امکان بازگشت به اقتصاد جهانی، توسعه پایدار و بهرهمندی مردم از زندگی عادی و شایسته را فراهم آورد.
منبع : ایلنا
















































