
به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری دانشجو؛ نویسنده هندی ویجای پراشاد در مقالهای در وبسایت «کونتر پنچ» به چهرههای طبقه حاکم در غرب میپردازد که در جنایات جفری اپستین مشارکت داشتهاند اما حتی در برابر قربانیان خود نیز جرأت اعتراف به اعمالشان را ندارند و گمان میکنند از مجازات خواهند گریخت؛ او این افراد را مجرم توصیف میکند.
در ادامه، متن کامل مقاله که به عربی ترجمه شده، به فارسی برگردانده میشود:
با انتشار بیشتر ایمیلها و پیامکهای ردوبدلشده میان جفری اپستین و اطرافیانش از سوی دولت آمریکا، شواهدی که روایت دختران کمسنوسالی را که مدعی تعرض و تجاوز از سوی اپستین و دوستانش هستند تأیید میکند، افزایش یافته است. این انتشار همچنین اعتبار تحقیقات روزنامهنگارانه پیگیرانه جولی کی. براون در روزنامه «Miami Herald» را تقویت کرده است؛ تحقیقاتی که در سال 2018 با مجموعه گزارشهای «انحراف عدالت» از طریق افشای توافقهایی که اپستین با افراد بانفوذ در فلوریدا منعقد کرده بود، منتشر شد.
جولی براون تحقیقات خود را در اوایل سال 2017 آغاز کرد و با 80 قربانی احتمالی، برخی تنها 13 ساله، گفتوگو کرد. روایتهایی که او آشکار ساخت به ویرجینیا جافری انجامید؛ زنی که به استرالیا نقل مکان کرد و به سخنگوی دختران نوجوانی تبدیل شد که از سوی شبکه اپستین مورد سوءاستفاده قرار گرفته بودند؛ شبکهای که شاهزاده اندرو، شاهزاده پیشین انگلیسی، نیز در آن حضور داشت.
کتاب جولی براون با عنوان «انحراف عدالت: داستان جفری اپستین» (2021) و کتاب ویرجینیا جافری با عنوان «دختر هیچکس: خاطراتی از نجات از سوءاستفاده و مبارزه برای عدالت» (2025)، در کنار حجم گستردهای از ایمیلها و پیامهای ردوبدلشده میان اپستین و دیگران، اسناد اساسی به شمار میآیند. این دو کتاب همچنین روایت دختران نوجوانی را بازگو میکنند که در مجمعالجزایر اپستین با فجایع روبهرو شدند.
خشونت جنسی آثار عمیق و بلندمدتی بر کودکان دارد؛ نهتنها کودکی آنان را شکل میدهد بلکه مسیر زندگیشان را در دوران رشد تحت تأثیر قرار میدهد. بسیاری از بازماندگان از زخمهای عمیق روانی، سرشار از ترس، شرم، احساس گناه و بیاعتمادی رنج میبرند؛ وضعیتی که اغلب با سکوت یا ناباوری اطرافیان تشدید میشود.
با افزایش سن، این تجربیات میتواند به چالشهای جدی سلامت روان مانند افسردگی، اضطراب، اختلال استرس پس از سانحه و افزایش خطر خودآزاری یا سوءمصرف مواد منجر شود. یک مطالعه نشان داده است که یکسوم زنانی که مورد تجاوز قرار گرفتهاند به خودکشی فکر کردهاند و نرخ خودکشی در میان قربانیان خشونت جنسی در کودکی بهمراتب بالاتر از افرادی است که چنین تجربهای نداشتهاند.
ویرجینیا جافری که در 41 سالگی خودکشی کرد، از این قاعده مستثنا نبود؛ زیرا آثار خشونت جنسی علیه کودکان بهسادگی با گذر زمان از میان نمیرود. بدون حمایت و عدالت، بسیاری از کودکان آسیبدیده این تروما را تا بزرگسالی با خود حمل میکنند.
در اسناد دولتی، نام دختران با عناوینی مانند «جین دو» برای حفظ هویتشان آمده است. اما آنان با نامهایی چون ویرجینیا، کورتنی وایلد یا جنیفر آراوز شناخته میشوند؛ زنانی که برای رساندن روایت خود به افکار عمومی و باورپذیر شدن آن و برای دستیابی به عدالت در برابر مجرمانی که زندگیشان را ویران کردند، با دشواریهای فراوان روبهرو هستند. در بسیاری موارد، هنگامی که مردان بانفوذ در جرایم دخیلاند، نظام قضایی آنان را نادیده میگیرد.
در نقاط دیگر جهان نیز افرادی شبیه اپستین وجود دارند که هنوز بازداشت نشدهاند. اپستین یک هیولای منحصربهفرد نبود؛ او فردی متنفذ و فرصتطلب بود که آموخته بود چگونه برای پول و قدرت دیگران را دستکاری کند و زمینه سوءاستفاده از کودکان را فراهم سازد.
اگر فهرست افرادی را که در سراسر جهان به جرایم مشابه محکوم شدهاند گردآوری کنیم، این فهرست فراتر از تصور خواهد بود؛ از جمله کسانی که در مناطق جنگی کودکان را هدف قرار میدهند.
در هر کجا و در هر جهانی، شاید ویرجینیا از دیدن شاهزاده اندرو هراسان از بازداشت، نخستین عضو خاندان سلطنتی در 400 سال گذشته که با چنین وضعی روبهرو شد — با یادآوری سرنوشت سلفش چارلز اول در سال 1649 — احساس نوعی پیروزی کرده باشد. تصویر چهره اندرو در خودرو، با چشمانی سرخ از ترس، برای هر کودک آسیبدیده حسی از غلبه به همراه داشت.
اندرو همچنان هرگونه تخلف را انکار میکند، همانگونه که دیگر مردانی که بهنوعی در دنیای اپستین حضور داشتند انکار میکنند. وزارت دادگستری آمریکا از انتشار کامل ایمیلهایی که ممکن است نام افراد درگیر را فاش کند خودداری میکند. بسیاری از قربانیان نیز از شهادت علنی و قاطع درباره خشونت هراس دارند. از آنجا که مقامات میامی در سال 2008 به دلیل توافق با اپستین تحقیقات را بستند، هیچیک از همدستان مورد پیگرد قرار نگرفتند. گفته میشود اپستین و گیسلین ماکسول پرداختهای نقدی انجام میدادند، بهگونهای که اسناد مکتوبی بر جای نماند و تحقیقات بیشتری نیز گشوده نشد.
میدانیم که دختران کمسنوسال قربانی جنایات هولناک شدند و این امر با شواهد مستند تأیید شده است. میدانیم مردان بانفوذی این جرایم را مرتکب شدند یا دستکم از آن آگاه بودند. چگونه ممکن است به خانه اپستین در نیویورک رفته باشند و شواهد را که همچون آثار هنری بر دیوارها نصب شده بود، ندیده باشند؟ ایمیلها و پیامهایی را خواندهایم که در آن این مردان درباره سوءاستفاده از دختران نوجوان شوخی میکردند؛ از جمله پیامهایی از دیپاک چوپرا درباره «دختران واقعی زیبا» و گفتوگوهایی میان اپستین و دیگران درباره بیل گیتس و «دختران روس».
با این حال، هیچیک از این مردان به مشارکت در سوءاستفاده از دختران اعتراف نکردهاند. تیم حقوقی بیل گیتس این ادعاها را «کاملاً پوچ و کاملاً نادرست» خواند و چوپرا گفت از «سبکی نامناسب» در ایمیل خود استفاده کرده است. اپستین مرده است و ماکسول در زندان سکوت اختیار کرده است.
گفته میشود اپستین خودکشی کرده است. خودکشی در میان نخبگان حاکم سابقهای طولانی دارد؛ از سنکای جوان در سال 65 میلادی گرفته تا چهرههای تاریخی دیگر در فرهنگهای گوناگون. به هر حال، اپستین رفته است.
اما دیگران — به تعبیر نویسنده — بزدلاند. آنان باور دارند که از مجازات خواهند گریخت: بیل گیتسِ نیکوکار بزرگ، دیپاک چوپرای درمانگر، و بیل کلینتون.
نویسنده در پایان به شعر «نکته تجاوز» اثر سال 2013 از پاتریشیا لاکوود اشاره میکند و میپرسد: آیا اصلاً میتوان درباره تجاوز شوخی کرد؟ و مینویسد: «اعتراف کن. به کاری که کردی اعتراف کن. فقط یکبار آن را بگو، نه برای خودت، بلکه برای کسی که به او تجاوز کردی. شجاعت اعتراف را داشته باش. اما تو چنین نخواهی کرد، زیرا به طبقهای حاکم از بزدلان تعلق داری که به هیچ چیز اعتراف نمیکنند.»
منبع : خبرگزاری دانشجو

















































